چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۵
نظرات: ۰
۰
-
گروگانگیری در لانه جاسوسی؛ چرا ۱۰ سیاهپوست آمریکایی زودتر آزاد شدند؟/ برگی از تاریخ ایران

از زمان آغاز تجاوز نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، بسیاری از مفسران و مورخان شروع به مرور فصلی از تاریخ مدرن کرده‌اند: بحران گروگانگیری ایران در سال ۱۹۷۹.

به گزارش اطلاعات آنلابن به نقل از گاردین، روز چهارم نوامبر تظاهرات دانشجویی در مقابل سفارت آمریکا در تهران به حمله‌ای همه‌جانبه به این مجموعه منجر شد و ۶۶ آمریکایی گروگان گرفته شدند. این اوج دهه‌ها تنش بود که با نقش ایالات متحده و بریتانیا در به قدرت رساندن شاه ایران برای حفاظت از منافع انرژی آغاز شد و با قیام مردمی که رژیم سرکوبگر او را سرنگون کرد و به تبعید فرستاد، پایان یافت.

همانطور که بسیاری از این فصل را به یاد می‌آورند، یکی از جزئیات طنین تازه‌ای به خود گرفته است: ۱۶ روز پس از بن‌بست، ۱۳ گروگان از جمله سه زن سفیدپوست، چهار زن سیاهپوست و شش مرد سیاهپوست آزاد شدند.

چرا ۱۰ گروگان سیاهپوست زودتر از موعد آزاد شدند و چه فشارهای سیاسی جهانی در آن لحظه نقش داشتند؟ جیمز هیوز، گروهبان ۳۰ ساله‌ای که آن زمان در سفارت آمریکا خدمت می‌کرد، یکی از گروگان‌های آزادشده بود. او در مصاحبه‌ای با گاردین، درباره روزهای پراسترس اسارت و ارتباط آنها با درگیری‌های کنونی آمریکا در ایران امروز صحبت می‌کند.

هیوز در ویتنام خدمت کرد، زمانی که آزادی سیاهپوستان به عنوان یک پروژه بین‌المللی در حال تغییر شکل بود، چرا که مارتین لوتر کینگ، آنجلا دیویس و دیگر فعالان حقوق مدنی، عدالت نژادی در ایالات متحده را به مبارزات ضد امپریالیستی در خارج از کشور پیوند می‌زدند.

هیوز که تازه از خدمت در ویتنام فارغ شده بود، در پاییز ۱۹۷۹ به تهران رسید، بدون اینکه دلیل چندانی برای گمان بردن به اینکه او به مهره‌ای در یک بن‌بستِ محورشکن تبدیل خواهد شد، داشته باشد. او می‌گوید: من فقط ایده سفر و دیدن فرهنگ‌های مختلف را دوست داشتم. ایرانی‌هایی که وقتی به بازار یا سالن بولینگ می‌رفتم در کنارشان بودم، واقعاً آدم‌های خوبی بودند. ایران کشوری زیبا با غذاهای خوب و بهترین پسته‌های جهان بود.

«کسل‌کننده» توصیف هیوز از شغلش به عنوان مدیر اداری است. این وضعیت در صبح خنک یکشنبه ۴ نوامبر، یک روز پس از سی‌امین سالگرد تولدش، تغییر کرد. تظاهرات دانشجویی ضد آمریکایی در بیرون سفارت، که در اولین ماه حضورش در این سمت ادامه داشت، پس از انتشار خبر درمان سرطان شاه در ایالات متحده، خصمانه‌تر شده بود. حتی با اینکه اعتراضات در آن سوی دیوار سفارت شکل می‌گرفت، هیوز تصور می‌کرد آنها هرگز به داخل راه پیدا نخواهند کرد. او می‌گوید: فکر نمی‌کردم این اتفاق بیفتد، چون اکثر کشورها از سفارتخانه‌های خود به بهترین شکل محافظت می‌کنند. اما ناگهان جمعیت شروع به سرازیر شدن از در و دیوار کرد.

برای سه ساعت، گروهی کوچک از نگهبانان با گاز اشک‌آور تظاهرکنندگان را عقب راندند - زمان کافی برای از بین بردن اسناد طبقه‌بندی‌شده. در نهایت، آنها مورد هجوم قرار گرفتند و معترضان سفارت را در حالی که پاسداران و پلیس محلی کنارشان ایستاده بودند، تصرف کردند. هیوز دستگیری خود را به یاد می‌آورد: چشم‌هایم را بستند، دستانم را از پشت بستند و روی زمین نشاندند. فهمیدم این شوخی نیست.

خویشتن‌داری اولیه نسبت به گروگان‌های آمریکایی خیلی زود جای خود را به رفتار خشن‌تر داد. در یکی از جلسات بازجویی، هیوز به یاد می‌آورد که تپانچه‌ای را روی شقیقه‌اش فشار داده و ضامن را کشیده بودند و او با خود فکر می‌کرد «این پایان زندگی من است» - و اینکه ممکن است دیگر هرگز همسر و پسر کوچکش را نبیند. چیزی که قرار بود سفری سازنده به مهد دین باشد، در عوض به بحران ایمان منجر شد. او می‌گوید: من ناامید شدم، مثلاً از خودم می‌پرسیدم خدا کجاست وقتی به او نیاز داری؟

اتفاقی که بعداً افتاد، آزادی ۱۳ گروگان از جمله هیوز، باعث شد رژیم مذهبی ایران ادعای همبستگی با طبقات به حاشیه رانده‌شده آمریکا را داشته باشد. آیت‌الله روح‌الله خمینی در بیانیه‌ای گفت: سیاهپوستان مدت زیادی تحت ظلم و فشار در آمریکا زندگی کرده‌اند و ممکن است [به اجبار] به ایران فرستاده شده باشند.

هدف آشکار، اعمال فشار بر ایالات متحده و تقویت مشروعیت انقلاب بود. یک ماه بعد، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت که آیت‌الله خمینی نامه‌هایی از «سیاهپوستان آمریکایی [و] سیاهپوستان آفریقایی [به خاطر] اقدامات طرفداری از سیاهپوستان» دریافت می‌کند. اما در نهایت، این اقدام تنها تأکید بیشتری بر چگونگی استفاده از تاریخ سیاهپوستان آمریکا برای قیام‌های سیاسی در خارج از کشور داشت. این روزها، تبادل فرهنگی دوسویه است - با فعالیت‌های سیاهپوستان که مبارزات آزادی‌خواهانه فلسطین و جهان عرب را تداعی می‌کند و هیپ‌هاپ اغلب به عنوان موسیقی متن جنبش‌های اعتراضی در سراسر منطقه عمل می‌کند.

هیوز به یاد می‌آورد که به همراه ۱۲ اسیر دیگر به اتاقی برده شدند و به آنها گفته شد زودتر از موعد آزاد می‌شوند. او به یاد می‌آورد که این پیام از طریق چهره‌های مرتبط با دفتر آیت‌الله خمینی، از جمله پسرش احمد، منتقد سرسخت ایالات متحده، به او رسید - اما به یاد می‌آورد که این تصمیم دو بار به تعویق افتاد تا اینکه سرانجام اجرا شد. از آنجا، آنها تحت مراقبت‌های ویژه به فرودگاه تهران منتقل شدند و با هواپیما به پاریس پرواز کردند، جایی که هیوز رسماً مورد استقبال قرار گرفت و دوران سخت او پس از ۱۶ روز به پایان رسید. پس از توقف در پایگاه هوایی ویسبادن برای درمان، او به موقع برای روز شکرگزاری به پایگاه نیروی هوایی اندروز منتقل شد. اما با وجود ۵۲ آمریکایی که هنوز گروگان بودند، ماجرا باید ۱۴ ماه دیگر ادامه می‌یافت تا بحران گروگانگیری به طور کامل حل شود.

دیپلمات‌های الجزایری میانجی مذاکرات بین ایالات متحده و ایران بودند، در حالی که سازمان سیا عملیات مخفیانه‌ای را برای نجات شش آمریکایی که از سفارت فرار کرده بودند، آغاز کرد - ماموریتی که در فیلم «آرگو» محصول ۲۰۱۲ به تصویر کشیده شده است. توافقنامه‌های الجزایر در ۱۹ ژانویه ۱۹۸۱ امضا شد و به بحران گروگانگیری ۴۴۴ روزه، درست همزمان با آغاز ریاست جمهوری رونالد ریگان، پایان رسمی داد.

هشت روز بعد، از تمام ۶۶ گروگان آزادشده در مراسمی در کاخ سفید تجلیل شد - اما فقط گروگان‌های گروه ۵۲ نفره نهایی که آزاد شدند، در رژه‌های نیویورک و واشنگتن دی سی که صدها هزار نفر در آن شرکت کردند، مورد استقبال قرار گرفتند. در سال ۲۰۱۵، کنگره لایحه‌ای را تصویب کرد که به گروگان‌هایی که ۴۴۴ روز کامل در اسارت بودند، تا سقف ۴.۴ میلیون دلار غرامت دولتی به هر کدام اعطا می‌کرد؛ کسانی که پس از ۱۶ روز آزاد شدند، چیزی دریافت نکردند. هیوز در مورد این رفتار می‌گوید: این هنوز مرا آزار می‌دهد - شاید پژواکی از منطق جداگانه اما برابر. احساس کردم که این نژادپرستانه بود.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی